قرار بی قراری شد قرارم ، من احساس تو را در انتظارم ، ببین از دوریت بی روزگارم ، زمستانم که در سوگ بهارم ، من آن ابرم که خشکم ، نا ندارم ، که در اندوه دوری ها ببارم ، ستاره ، آسمان ، روز می شمارم ، عزیزم ، عاشقم ، مجنون و زارم ، بیا نوری بده بر تاری شبهای تارم ، که بی تو لعنتیست بر هرچه دارم ، نمی دانم که در دوری به قلبت ماندگارم ، ولی اما تو را تا حد جانم دوست دارم .

اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده می کرد ، من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا ، آنگاه نمی دانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت ؟

اگر آواز می خوانم ، اگر اندوه از چشمان من پیداست ، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ، اگر باران ندارم ابر بی بارم ، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آروز دارم بدانی : دوستت دارم .

جزیره ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم ، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم .

امشب دو چشم پنجره بی خواب بوده ، مهمان این خانه فقط مهتاب بوده ، با من بمان تا این دو راهی ای سپیده ، ماهی قرمز مرده تنگ بی آب بوده

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل یه دریا زد ، همین جاست

آروم باش ! با توکل و تفکر که او زودتر از تو دست به کار شده ، سپس آستین ها را بالا بزن ، آنگاه دستان خداوند را می بینی

عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس ، قصاص زندگی را دید ، شلاق زمانه را خورد ، ولی عبرت نگرفت

به شکرانه ی عشقت ، قدم تو دلت میزارم بلکه قلب بی پناهم کمی آروم بگیره




من همین یکدانه دل دارم بفرما بشکنش / کوزه ای از آب و گل دارم بفرما بشکنش
تو سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای / هرچه بادا باد ، این هم دل بفرما بشکنش . . .

* * * * * * * * * * * *

تنهای اول : هیچکس همراه نیست !

* * * * * * * * * * * *

شبها اتاقم ماه ندارد، چشمهایت را قرض می دهی تا صبح !؟

* * * * * * * * * * * *

تنها این کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم
او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم . . .







به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم

تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تورو از دست نمیدم ، جز تو دل به کس نمیدم ، تورو از خدا گرفتم به خدا هم پس نمیدم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به چشمانت که چون چشمان دریاست ، به لبخندت که چون لبخند گلهاست

 به آن نازی که در چشم تو پیداست ، تورا چون صبح فردا دوست دارم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده ،

مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم ،

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد ، وابستگی ام را به تو باور کردم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

صندوق پیام موبایلم هر روز پیامی جدید دارد از

فامیل/ دوستانم/ ایرانسل یا( همراه اول)/ تبلیغات/ حتی پیامک اشتباه

 از همه.. همه  جز .....تو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عادت ماست که بی باده می مست شویم ، فارغ از میکده و هر چه در آن هست شویم

عادت ماست که با اهل وفا یار شویم ، رشته زلف بگیریم و وفادار شویم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند

و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منه عاشق ، دلی دیوانه دارم / به هر زلف پریشان خانه دارم

 ز گل ها دل بریدن کار من نیست / چه سازم ؟ حالت پروانه دارم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم

افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم

بیا مثل پروانه های غریب نیاز

به مهتاب شبهای تنهایی عادت کنیم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تصویر چشمان تو را در رویاها کشیدم ، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم

تو گم شدی در جاده های ساکت و دور ، من هم به دنبال نفس هایت دویدم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گر تو را با ما تعلق نیست ، مارا شوق هست

گر تو را بی ما صبوری هست ، ما را تاب نیست . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در مشرق عشق دشت خورشید تویی

در باغ نگاه یاس امید تویی

در بین هزار پونه آن کس که مرا

چون روح نسیم زود فهمید تویی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شب در خم گیسوی تو عابر میشد با هر نفست بهار ظاهر می شد ، ای فلسفه شگفت

افلاطون هم با دیدن چشمان تو عاشق میشد.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی تجربه ی تلخ فراوان دارد و سه تا کوچه و پس کوچه و یک عمر بیابان دارد  !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ما محبت را به نام دوست ارزان می کنیم ، تا صداقت هست ما هم رفاقت می کنیم.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی ، نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیست  !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جان اسیر دل ، دل اسیر دوست ، دوست چه میداند دل اسیر اوست.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غمگین تر از پاییز ، زمستونه که بهار ندیده ، اما غمگین تر از او منم که تو را ندیدم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنکه ویران شده از یار ، مرا می فهمد/ آنکه تنها شده بسیار مرا می فهمد




با پای برهنه میخوامت تا بدونی هیچ ریگی به کفشم نیست !

.

.

.

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی ، به خصوص این پنج حرف

ف ا ص ل ه . . .

.

.

.

گفتمش همدم شبهایم کو ؟ عکس رخساره ماهش داد

گفتمش بی تو چه می باید کرد ؟ یادگاری تاری از زلفش داد

وقت رفتن همه رو می نگریست ، به من انتظار سر راهش داد . . .

.

.

.

روزگار به من آموخت با زندگی قهر نکنیم / چون دنیا منت کش کسی نیست . . .

.

.

.

غم داشتن بخشی از زندگیست ولی غمخوار نداشتن عذاب زندگیست

غمخوارتم رفیق

.

.

.

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد . . .

.

.

.

یه پیامی میفرستم به امید پیام تو / نه اینکه بخونی و بگی بی خیال تو !

.

.

.

یادته زیر گنبد کبود ، تو بودی و کلی آدمای حسود ؟

تقصیر همون حسوداست که حالا ، هستی ما شده یکی بود یکی نبود . . .

.

.

.

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد

کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد . . .

.

.

.

سوال من از تو این است :

چرا در آینه چشم های تو تصویر من پیدا نیست . . . ؟

.

.

.

سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند  بیاد روزهایی که بودنت را نفهمیدم

.

.

.

تا کور نگشته دیدگانم ، تو بیا / تا مور نخورده استخوانم ، تو بیا

گر آمدی و ندیدی از من چیزی / از بهر تماشای مزارم تو بیا . . .

.

.

.

اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن / اگر یاد خزان کردی نگاهی جانب ما کن . . .

.

.

.

عشق یعنی همه چیز رو در راه هدف مقدس دادن و در پاداشش هیچ رو نخواستن . . .

.

.

.

میخوام که عاشقت بشم  گل شقایقت بشم

دلم واست تنگ شده بود  گفتم مزاحمت بشم !

.

.

.

دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید

زنده

باد

رفیق

با معرفت !